تبليغاتX
واقعه
واقعه
بررسی انحرافات در واقعه عاشورا و بشارت در مکتب عاشورا

قبل از هر چیز باید به حالات امام حسین(ع) در روز عاشورا توجه کنیم, دقت در حال کسی که مصایب زیادی را در کربلا متحمل شد و آنقدر صبر کرد تا آنجا که ملایکه آسمان از صبر او متحیر شدند با این وجود ایشان نه تنها خشم خود را کنترل می کردند بلکه از دشمنان خود گذشت کرده و به آنها احسان می نمودند.

در روز عاشورا امام حسین(ع) می دانست که دشمنان چیزی جز قتل او را نمی خواهند و هنگامی که تمام یاران ایشان را به شهادت رسانده بودند و در صدد قتل ایشان بودند امام حسین(ع) دشمنان خود را ارشاد می نمود و با گذشت و ایثار در پی ایجاد راهی برای توبه آنها بودند.

برای مثال زمانی یکی از دشمنان امام حسین(ع) به نام عمربن فتی که در حال حمله به امام بود از اسب به روی زمین افتاد و شمشیرش از دست او رها شد در این هنگام امام حسین(ع) می توانست به راحتی او را به هلاکت برساند اما چون دشمن او وسیله برای دفاع از خود را نداشت و امام او را عاجز و ناتوان دیدند به او اجازه دادند تا بلند شود و بسوی لشگر خود بازگردد.

در این هنگام عمربن فتی به فکر فرو رفت و رو به عمربن سعد کرد و گفت:

"جوانمردی حسین مرا از جنگ با او بازداشت" و در سپس از لشگر او جدا شد.

بله در مکتب حسین(ع) می توان منطق عشق, مهربانی, صبر فرو بردن خشم, عفو و گذشت درحال قدرتمندی, احسان به دیگران حتی به دشمنان و ایثار و فداکاری را آموخت.

                

                       


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 15 دی1390 توسط 

تحریف انواعی دارد که مهمترین آنها عبارت است از:تحریف لفظی و تحریف معنوی (بنا بر سخنرانیهای استاد شهید مطهری)

تحریف لفظی این است که ظاهر مطلبی را عوض کنند مثلا از یک گفتاری عبارتی حذف یا اضافه شود و یا جمله ها را چنان تغییر داد که معنی آن فرق کند این تحریف را لفظی می گویند.

تحریف معنوی این است که در لفظ تصرف نمی شود اما گاهی لفظ را طوری معنی می کنند که خلاف مقصد و مقصود گوینده است و منظور و مقصود را به اشتباه به شنونده منتقل کنند.

در واقعه عاشورا و قیام امام حسین(ع) نیز تحریفات بسیاری چه به لحاظ لفظی و چه به لحاظ معنوی صورت گرفته است. همه تحریفات در واقعه عاشورا چه از نوع لفظی و چه معنوی سبب شده که این سند بزرگ تاریخی و این منبع بزرگ تربیتی برای ما بی اثر و یا کم اثر شود و چهره با عظمت و نورانی آن را تاریک و ظلمانی کند.

در باب انحرافات لفظی چه ما و چه گذشتگان ما به نوعی مقصر هستیم.برای مثال در مراسم عزاداری امام حسین(ع) اکثر ما به مطالب روضه خوان توجه نداریم و خود را در قبال متن های روضه خوانها مسوول نمی بینیم در حالی که انتقال بعضی مطالب که به اشتباه گفته می شود باعث انحراف فکری بسیاری از مردم از عاشورا و اهداف قیام کربلا می شود.

چون در مساله قیام امام حسین(ع) پرسش و پاسخ های زیادی در طول تاریخ مطرح شده,حتی یک پاسخ اشتباه میتواند قرن ها منتقل شود و همه را به انحراف بکشاند.

تحریف معنوی از تحریف لفظی بسیار خطرناک تر و اثر سوء آن بیشتر است.در تحریف معنوی علل و انگیزه های یک واقعه مورد هدف قرار می گیرد.

حسین ابن علی(ع) مکتبی بوجود آورد که می خواست مکتبش زنده بماند.هرگز نمیتوان یک مکتب عملی در دنیا پیدا کرد که نظیر مکتب امام حسین(ع) باشد,به همین دلیل ما هر سال یاد امام حسین(ع) را تجدید می کنیم.

حادثه کربلا نشان دهنده استقامت,عزت,ایثار,رضا,تسلیم و مردانگی است.حادثه ایست که در آن یک جمعیت هفتاد و دو نفری از نظر روحی یک جمعیت سی هزار نفری را شکست داد و غلبه خون بر شمشیر را به همگان اثبات کرد.اما از زمان تحریفات در هدف و انگیزه امام حسین(ع) که از همان زمان شروع شد و تا کنون نیز ادامه دارد همگی این اهداف و مردانگی ها منحرف شده و دلایل قیام کربلا به گونه های دیگر تفسیر شده است و این تفسیرها تا کنون ادامه داشته و علما و اندیشمندان روحانیون و البته خود مردم وظیفه از بین بردن این تحریفات و نشر واقعیات و اهداف اصلی کربلا را بر عهده دارند.تا اهداف مقدس امام حسین(ع) و یارانش برای مردم روشن شود و چراغ هدایتی برای ایشان قرار بگیرد.

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه 3 دی1390 توسط 

شهادت امام حسين (ع) چگونه باعث احیای امر به معروف و نهى از منكر شده است؟

گاهى اوقات انسان با مسئله‏اى مواجه مى‏شود كه ناچار است بين از خود گذشتگى براى نجات دين و ميهن، و به زندگى خويش پرداختن و دين و وطن را رها كردن، يكى را انتخاب كند.

استاد شهيد مرتضی مطهرى درباره امر به معروف و نهى ازمنكر مى‏فرمايد: «امر به معروف و نهى ازمنكر در مسائل بزرگ مرز نمى‏شناسد، هيچ چيزى، هيچ امر محترمى نمى‏تواند با امر به معروف و نهى از منكر برابرى كند. نمى‏تواند جلويش را بگيرد. اين اصل داير مدار اين است كه موضوع امر به معروف و نهى از منكر چيست. اينجاست كه مى‏بينيم امام حسين (ع) ارزش امر به معروف و نهى از منكر را چقدر بالا برد. همانطور كه اصل امر به معروف و نهى از منكر را چقدر بالا برد. همانطور كه اصل امر به معروف و نهى از منكر، ارزش نهضت حسينى را بالا برد، چون امام حسين (ع) فهماند كه انسان در راه امر به معروف و نهى از منكر به جايى مى‏رسد كه مال و آبروى خودش را بايد فدا كند، ملامت مردم را بايد متوجه خودش كند؛ همانطور كه حسين (ع) كرد».

( کتاب حماسه حسينى , شهيد مطهرى , جلد 2 صفحه 130 )


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 29 آذر1390 توسط 

 

تحريف در واقعه عاشورا از چه زمانى ميان اهل تشيع رواج پيدا كرده و اين تحريفات توسط چه اشخاصى و گروههايى مطرح شده ؟

ائمّه عليهم‏السلام يك به يك بر زنده نگه داشتن ارزش‏هاى عاشورا تأكيد فراوان داشتند و همه اين تأكيدات براى مقابله با فرهنگى بود كه عاملان واقعه عاشورا آن را قبل و بعد از واقعه عاشورا پيش بينى كرده بودند ؛ پس مى‏توان گفت : برنامه تحريف قبل از واقعه عاشورا برنامه ريزى شده بود . مردم كوفه كسانى بودند كه حكومت اميرالمؤمنين عليه‏السلام را درك كرده بودند و طعم عدالت را چشيده بودند ولى حكومت وقت از نظر فرهنگى چنان برنامه ريزى كرد كه كشتن امام حسين عليه‏السلام در اذهان آنان يك فريضه به شمار مى‏رفت و شعار آنان چنين بود :
لاترتابوا في قتل من مرد عن الدين وخالف الإمام : در كشتن كسى كه از دين خارج شده شك نكنيد و با امام به مخالفت برخاسته است . مخالفت از دستورات حاكم را خروج ازدين مى‏پنداشتند ، لذا توجيه محكم و استوارى براى قتل امام حسين عليه‏السلام يافته بودند . رواياتى كه در اقامه مجالس امام حسين عليه‏السلام تأكيد فراوان دارد ؛ مانند روايات كتاب كامل الزيارات ازجمله روايتى كه امام باقر عليه‏السلام فرموده‏اند :


« اگر كسى اقامه عزا براى سيدالشهدا عليه‏السلام كند ، من ضامن او هستم كه ثواب و اجر دو ميليون حج مقبول و دوميليون عمره مقبول و دو ميليون غزوه همراه با رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلمبراى او در نظر گرفته شود » . تمام هدف اين روايات جلوگيرى از اين انحرافات و تحريفات بوده است و گويا به ما دستور مى‏دهند اصل انگيزه سيدالشهدا عليه‏السلام را در اين واقعه روشن و تبيين كنيم تا باب هرگونه شبهه مسدود شود . تحريف كنندگان هم كسانى هستند كه طرفدار مكتب خلافت و عدالت صحابه مى‏باشند . لذا جهت توجيه عمل يزيد اين كار را از او منتفى مى‏دانند و تمام تقصيرات را به عهده عبيداللّه‏ بن زياد مى‏اندازند ، زيرا مى‏دانند اگر عمل يزيد مورد سرزنش قرار بگيرد گويا معاويه سرزنش شده و همين طور تك به تك خلفا و صحابه زير سؤال مى‏روند و اين سرزنش‏ها با مكتب جعلى و ساختگى آنان يعنى خلافت و عدالت صحابه سازگار نمى‏باشد . لذا ائمّه عليهم‏السلام بر برپايى مجالس سيدالشهدا عليه‏السلام تأكيد فراوان داشتند تا به اين وسيله جزء به جزء وقايع بيان شود تا دنيا طلبان و قدرتمندان بدانند اعمال آنها از ديد واقع گرايان مخفى نمى‏ماند و آنها نمى‏توانند هر جرم و جنايتى در تاريخ مرتكب شده و بعد ادعاى خوش نامى كنند .

بعضى از مورخين ادعا مى‏كنند كه شبهه افكنى پى در پى وهابيت و دشمنان تشيع باعث شده بعضى از واقعيتها رنگ و بوى تحريف به خود بگيرد ، حال سؤال اين است كه آيا اين شبهه افكنى‏ها به حق است يا جريان سازى‏است ؟ و آيا اين حركت سير نزولى داشته و يا صعودى ؟
مسلماً هرچه شيعه رشد و تقويت پيدا كند در نقطه مقابل دشمنان شيعه فعاليت خود را گسترده‏تر مى‏كنند ولى شيعيان هرگز از فعاليت دشمنان ترس و واهمه ندارند ؛ چون داراى پشتوانه استوار علمى و دينى در مبانى اعتقادى و تاريخى مى‏باشند . در سالهاى اخير كتابهاى فراوانى در تأييد يزيد بن معاويه توسط وهابيان و صاحبان قدرت نگاشته و توزيع گرديده است . همچنين كتابهايى هرسال از كشورهاى عربى مخصوصاً عربستان ، به زبان فارسى يا عربى بين شيعيان و مسلمانان توزيع مى‏گردد ، كه با دقت و بررسى در اين كتب به اين نتيجه مى‏رسيم كه دشمنان حرفهاى نو و تازه‏اى از خود ابداع نكرده‏اند ، بلكه همان سخنان ابن تيميه را تكرار كرده‏اند و تنها آن را به زبان امروزى بيان مى‏كنند . حتّى محمد بن عبدالوهاب مؤسس آيين وهابيت از خود سخنان تازه‏اى ابداع نكرد ، بلكه همان سخنان ابن تيميه را مطرح كرد وهابيت از قدرتهاى مالى حكومتهايى چون عربستان و مخصوصاً كشورهاى غربى و استعمارگر (چون هدف آنها تخريب عقايد حق و واقعى است) نهايت استفاده را برده و اهداف خود را به گوش تمام جهانيان مى‏رسانند . پس مى‏توان گفت حركت آنها سير صعودى داشته ولى شيعيان هرگز از فعاليت آنها ترس و واهمه‏اى ندارند . نكته لازم به ذكر اين كه ، دشمنان تشيّع همچنين علاوه بر تحريف در فرهنگ و واقعيّتهاى عاشورا ، از حربه ترور و آزار عزاداران حسينى بهره‏مند مى‏برند . طبق اخبار موجود عزاداران سيدالشهدا عليه‏السلام در پاكستان همواره قرار گرفته‏اند ، همچنين در تربت جام نارنجكى ميان عزاداران پرتاب شد كه در پى آن يك نفر از هموطنان به شهادت رسيد .

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 20 آذر1390 توسط 

 

در ميان وقايع تاريخي كمتر واقعه اي است كه از لحاظ نقل هاي معتبر به اندازه حادثه كربلا غني باشد. مورخين معتبر اسلامي از همان قرون اول و دوم قضايا را با سندهاي معتبر ثبت كرده اند و جزئيات اين وقايع در تاريخ ثبت است. يكي از عواملي كه سبب شده است متن اين حادثه محفوظ بماند و هدفش شناخته شود اين است كه در اين حادثه خطبه زياد خوانده شده است.

اهل بيت (ع) چه قبل از جنگ، چه در خلال آن و چه بعد از آن، خطبه هاي زيادي ايراد كرده اند. و اصلا هدف آنها از اين خطبه ها اين بوده كه مي خواسته اند به مردم اعلام كنند كه چه گذشت و هدف چه بوده است.

اما متاسفانه ما چهره اين حادثه تاريخي را تا حدودي مشوش كرده و بزرگترين خيانت ها را به امام حسين (ع) كرده ايم.

اولين كتابي كه در اين زمينه به فارسي نوشته شد، كتاب «روضه الشهدا» مي باشد. به همين خاطر اوايل اكثر مرثيه خوان ها كه بي سواد بوده اند و به كتاب هاي عربي مراجعه نمي كرده اند، از روي همين كتاب روخواني مي كرده اند. از همين است كه امروز مجالس امام حسين (ع) را روضه خوني مي گوييم. در زمان ائمه (ع) تا امام حسن عسگري (ع) و حتي تا حدود 500 سال پيش هم روضه خواني نمي گفته اند.

روضه خواني يعني خواندن كتاب «روضه الشهدا»، يعني خواندن همان كتاب دروغ.

از وقتي اين كتاب به دست مردم افتاد، كسي تاريخ واقعي امام حسين (ع) را مطالعه نكرد. مدتها بعد هم شخصي به نام مرحوم ملا آقابندري پيدا شد و تمام حرفهاي «روضه الشهدا» را به اضافه چيزهاي ديگري كه پيدا كرده بود يكجا جمع كرد و كتابي به نام «اسرار الشهدا» نوشت. واقعا مطالب اين كتاب انسان را وا مي دارد به حال اسلام بگريد.

علل مختلفي براي ايجاد انحرافات و وجود خرافات در واقعه عاشورا وجود دارد. يكي از آنها اغراض دشمنان است و ديگري حس اسطوره سازي بشر است. اين حس قهرمان پرستي در مورد قهرمانان ملي و ديني افسانه سازي مي كند.

اينگونه اسطوره سازي ها در مورد امام علي (ع)، حضرت ابالفضل (ع) و بسياري از بزرگان وجود داشته است. اروپايي ها مي گويند در تاريخ مشرق زمين اغراقها زياد است و درست هم مي گويند.

اين حس اسطوره سازي كارهاي بسيار كرده است. ما نبايد اجازه دهيم يك سند مقدس در اختيار يك افسانه ساز قرار گيرد.

 


نوشته شده در تاريخ جمعه 11 آذر1390 توسط 

 

شهادت مظلومانه سيد الشهدا و يارانش در كربلا،تأثير بيدارگر و حركت آفرين داشت و خونى تازه در رگهاى جامعه اسلامى دواند و جو نامطلوب را شكست و امتدادهاى آن حماسه،در طول تاريخ،جاودانه ماند.حتى در همان سفر اسارت اهل بيت نيز تأثيرات سياسى اين حادثه در انديشه‏هاى مردم آشكار شد.گروهى از اسرا را كه به شام مى‏بردند، چون به تكريت رسيدند،مسيحيان آنجا در كليساها جمع شدند و به نشان اندوه بر كشته شدن حسين«ع»،ناقوس نواختند و نگذاشتند آن سربازان وارد آنجا شوند.به شهر«لينا»نيز رسيدند.مردم آنجا همگى گرد آمدند و بر حسين و دودمانش سلام و درود فرستادند و امويان را لعن كردند و سربازان را از آنجا بيرون كردند.چون خبر يافتند كه مردم«جهينه»هم جمع شدند تا با سربازان بجنگند وارد آن نشدند.به قلعه«كفر طاب»رفتند،به آنجا نيز راهشان ندادند.به حمس كه وارد شدند،مردم تظاهرات كردند و شعار دادند:«اكفرا بعد ايمان و ضلالا بعد هدى؟»و با آنان درگير شدند و تعدادى را كشتند.(1)

 

برخى از تأثيرات حماسه عاشورا از اين قرار است:

1ـ قطع نفوذ دينى بنى اميه بر افكار مردم‏

2ـ احساس گناه و شرمسارى در جامعه،بخاطر يارى نكردن حق و كوتاهى در اداى تكليف‏

 

3ـ فرو ريختن ترسها و رعبها از اقدام و قيام بر ضد ستم‏

4ـ رسوايى يزيديان و حزب حاكم اموى‏

5ـ بيدارى روح مبارزه در مردم‏

6ـ تقويت و رشد انگيزه‏هاى مبارزاتى انقلابيون‏

7ـ پديد آمدن مكتب جديد اخلاقى و انسانى(ارزشهاى نوين عاشورايى و حسينى)

8ـ پديد آمدن انقلابهاى متعدد با الهام از حماسه كربلا

9ـ الهام بخشى عاشورا به همه نهضتهاى رهايى بخش و حركتهاى انقلابى تاريخ‏

10ـ تبديل شدن«كربلا»به دانشگاه عشق و ايمان و جهاد و شهادت،براى نسلهاى انقلابى شيعه‏

11ـبه وجود آمدن پايگاه نيرومند و عميق و گسترده تبليغى و سازندگى در طول تاريخ،بر محور شخصيت و شهادت سيد الشهدا«ع»

از نهضتهاى شيعى پس از عاشورا،مى‏توان«انقلاب توابين»،«انقلاب مدينه»،«قيام مختار»،«قيام زيد»،و...حركتهاى ديگر را نام برد. تأثير حماسه عاشورا را در انقلابهاى بزرگى كه در طول تاريخ،بر ضد ستم انجام گرفته،چه در عراق و ايران و چه در كشورهاى ديگر،نبايد از ياد برد.

«فرهنگ شهادت»و انگيزه جهاد و جانبازى كه در انقلاب اسلامى ايران و هشت سال دفاع مقدس در جبهه‏ها جلوه‏گر بود،گوشه‏اى از اين تأثير پذيرى است.شعار«نهضت ما حسينيه،رهبر ما خمينيه»كه در مبارزات ملت مسلمان ايران بر ضد طاغوت طنين افكن بود و نيز شور حسينى جبهه‏هاى رزم ايران،گواه روشن تأثير گذارى كربلا در قرنها پس از آن حماسه مقدس است.

 

يكى از نويسندگان محقق، نتايج نهضت كربلا را عبارت مى‏داند از:

1ـ پيروزى مسأله اسلام و حفظ آن از نابودى‏

2ـ هزيمت امويان از عرصه فكرى مسلمين‏

3ـ شناخت اهل بيت بعنوان نمونه‏هاى پيشوايى امت‏

4ـ تمركز شيعه از بعد اعتقادى بر محور امامت‏

5ـ وحدت صفوف شيعه در جبهه مبارزه‏

6ـ ايجاد حس اجتماعى در مردم‏

7ـ شكوفايى موهبتهاى ادبى و پديد آمدن ادبيات عاشورايى

8ـ منابر وعظ و ارشاد،به عنوان وسيله آگاهانيدن مردم‏

9ـ تداوم انقلاب بصورت زمينه سازى نهضتهاى پس از عاشورا(2) حادثه كربلا،گشاينده جبهه اعتراض عليه حكومت امويان و سپس عباسيان شد،چه به صورت فردى كه روحهاى بزرگ را به عصيان و افشاگرى واداشت،و چه به شكل مبارزه‏هاى گروهى و قيامهاى عمومى در شهرى خاص يا منطقه‏اى وسيع.(3)

خون او تفسير اين اسرار كرد                  ملت خوابيده را بيدار كرد(4)

 پى‏نوشتها

1-      عاشورا فى الأدب العاملى المعاصر،ص 54 به نقل از منتخب طريحى و مقتل ابى مخنف.

2-      براى تفصيل آن ر.ك:«حياة الامام الحسين»،باقر شريف القرشى،ج 3،ص 436،(معطيات الثورة) .

3-      در اين زمينه‏ها ر.ك:«الانتفاضات الشيعيه»،هاشم معروف الحسنى،«امامان و جنبشهاى مكتبى»،محمد تقى مدرسى.

4-      كليات اقبال لاهورى،ص .


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 26 آبان1390 توسط 

قالب وبلاگ